رابطه با زن شوهر دار

علل دیر ارضا شدن و عدم ارگاسم برخی بانوان چیست؟

رابطه با زن شوهر دار

یکی از سخت گیری های ظاهری دین اسلام که شاید به مذاق روشنفکران خوش نیاید، محدود کردن روابط بین زن و مرد است. تا جایی که مقلدان غرب به پیروی از آنها تساوی حقوق زنان و مردان را مطرح کرده اند، که به تعبیر شهید مطهری: «کلمه تساوی حقوق، یک مارک تقلبی است که مقلدان غرب بر روی این ره آورد غربی چسبانیده اند.»

[۱] ایشان می فرماید: «اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.»

[۲] نباید گفت محدودیت های رفتاری که در برخورد با نامحرم برای زن وجود دارد، از بین بردن حق انسانی زن است، بلکه وضع چنین قوانینی تنظیم روابط اوست که هیچ منافاتی با حق طبیعی زن ندارد.
باید پذیرفت که هیچ کس بهتر از خالق انسان، او را نمی شناسد. آنها خواسته اند طبق خواسته های نفسانی خود برای زن و مرد طرح و برنامه بریزند که زنان را چون مردان پنداشته اند و می خواهند همان گونه که مرد عمل می کند، زن هم در روابطش آزاد باشد.
با این مقدمه به این مساله می پردازیم که اگر انسان ها خود را صاحب نظر بدانند، دیگر در برابر احکام دینی، سر فرود نمی آورند و حتی آن را به سخره می گیرند و سلوکشان برا اساس خواسته های نفسانی شان است، لذا شاهد آن هستیم که هر نوع روابط با نامحرم را در قالب فیلم و سریال ماهواره ای ترویج می کنند تا جایی که بینندگان این فیلم ها، خیانت زن به همسرش را امری عادی تلقی می کنند و حق او می دانند یا اینکه قبحی در دوستی مرد متاهل با دختری نامحرم نمی بینند.
در اینجا چند مورد از آسیب های چنین روابطی را بیان می کنیم:

از هم پاشیدن بنیان خانواده 
در ازدواج دو اصل مودت (دوستی) و رحمت (مهربانی) حاکم است و زمانی که زنی بخواهد با مرد دیگری ارتباط داشته باشد، رشته ی دوستی با همسرش را پاره می کند و به سراغ مرد دیگری می رود که دود این خیانت به همسر، ابتدا به چشم خود و سپس به چشم شوهر و فرزندانش می رود. زن و مادر، گرما بخش کانون خانواده است و اگر بخواهد دل خود را به جای دیگری مشغول کند و دیده به مرد دیگری بیفکند، نتیجه اش چیزی جز متلاشی شدن خانواده اش نیست.
بعد از این رابطه ممکن است خانواده ای بوجود بیاید که نسلی از فرزندان نامشروع را با خود به یادگار بگذارد. انسان بجای پا گذاشتن روی احکام و پشت پا زدن به خانواده خود، باید پا روی دل خود بگذارد و نگذارد دل او برایش تصمیم بگیرد و خواسته هایش را به اجابت برساند، که در این مساله حساس و حیاتی عواقب سختی در انتظار او و اطرافیانش است.

بی بند و باری اخلاقی
اگر بشر بخواهد برای خود نسخه ای بنویسد، نتیجه اش همانی ست که جوامع غربی از آن حکایت می کنند، آنهم نه در سطح خیانت های پنهانی و مخفیانه بلکه در سطح گسترده و وسیع تا جایی که «سود صنعت فحشا در آمریکا از مجموع سود خالص همه شرکت‌ های تکنولوژی مشتمل بر گوگل، نت فلیکس، اپل، آمازون، ای‌ بی، میکروسافت، ارث لینک و یاهو بیشتر است.»

[۳] لذا اگر کسی بخواهد خود محوری را جایگزین خدا محوری کند و بر مدار دل خود حرکت کند و دین را نادیده بگیرد، دنیایش فرقی با دنیای حیوانات نخواهد داشت که البته خیانت در دنیای حیوانات به مراتب کمتر از جوامع به ظاهر انسانی ست. بی جهت نیست که قرآن عده ای را از حیوان هم پست تر می داند.
صرف نظر از هر دین و آئینی اگر انسان ها تا این اندازه در روابط خود آزادند و می توانند در حریم هر کسی که دوست داشته باشند، وارد شوند، اصلا اخلاق کِی و کجا معنا پیدا می کند؟

توهم عشق و علاقه 
کسانیکه به همسر خود خیانت می کنند ممکن است آن محبت و علاقه ای را که توقع داشته اند از طرف همسر خود نبینند و لذا به دنبال جایگزین برای آن هستند و ارتباط با نامحرم را بهترین جایگزین می دانند و بدین ترتیب یا دلباخته ی دیگری می شوند و یا از دیگری دلبری می کنند که در هر صورت، نتیجه ای جز خیانت به همسر در بر ندارد.
ولی باید عاقلانه تصمیم گرفت. چون به تعبیر شهید مطهری، وصال مدفن عشق است. ایشان می فرماید: «عاشق خیال می کند که دنیا برای او فقط همان معشوق است و بس، بعد که به او می رسد می بیند، وصال مدفن عشق است. اینکه عشقش در همان جا دفن می شود نه از باب این است که به مطلوب بالذات خود رسیده و بعد تنفر پیدا شده است، بلکه از باب این است که واقعاً معشوق بالذاتِ آن فرد این نبوده است ولی خودش خیال می کرده که معشوق واقعی همان است.»

[۴] حال آیا سزاوار است که به بهانه عشق، زن و یا مرد متاهل، دست به رابطه ای بزنند که چیزی جز خسارات و ضرر به بار نمی آورد. آیا عاقلانه ست کسی به خاطر لذت جویی نفسانی در دنیا، اخلاق و احکام را زیر پا گذاشته و خائنانه از خانواده خود بگذرد و نهایتا دنیایی برای خود رقم بزند که لذت آنهم محدود و موقت است.

 

نتیجه: دین آمده که به انسان ها برنامه زندگی بدهد، نه آنکه فقط آنها را از جنهم بترساند و برای بهشت با آنها معامله کند. کسیکه دنیای خراب داشته باشد، به فکر آباد کردن آخرت نمی افتد. اینکه اسلام، سخت ترین مجازات ها را برای روابط نامشروع بین زن و مرد شوهر دار در نظر می گیرد، نباید به آن خرده گرفت و بلکه باید در برابر احکامش سر تعظیم فرود آورد، چون برنامه دین کوتاه مدت و مقطعی و صرفا به دنبال تامین لذت آنی بشر نیست، بلکه برنامه ای برای سعادت دنیا و آخرت است و رابطه ی با نامحرم و آنهم در این حد، هم دنیا و هم آخرت این انسان ها را خراب می کند و لذا دین، در برابر چنین ضرری قیام می کند و ساکت نمی نشیند.
در مقابل باید به کسانی خرده گرفت که با آزاد دانستن انسان در هر نوع روابطی، باعث فسادهای جبران ناپذیر اخلاقی شدند که لکه ی ننگ آن به زودی از دامن این جوامع پاک نخواهد شد.

[ad_2]

Share this post